تبلیغات
صدای خسته من - زورق بشکسته

زورق بشکسته

نویسنده :........................
تاریخ:پنجشنبه 17 فروردین 1385-07:34 ب.ظ

بی ساحل و بی برکه

 این زورق بشکسته

در ره چشمان تو

 لنگر غم بسته

................

ای قلب پر از احساس

ای آینه احساس
فانوس خیال من چشمان سیاهت بود

عاشق شدن من هم

برگ خزانت بود

................

من افتاده به پای تو

تا اوج غزل خوانی

شاید که که دو چشم تو

غافل ز نگاهم بود

هر گز تو نگفتی که

آن لیلی دیوانه

مجنون نگاهت بود

.....................

غرق غزل خوانی

هر لحظه این هانی

اینک منو قلب تو

باشد که مرا خوانی

.........................

بر پیکر این خسته

خاک تو بنشسته

پس کی تو مرا خوانی

سر گرم تب اشکم آهسته و پیوسته

...........................

من بار سفر بسته

راهی چشمان تو

اینک تو صدایم کن

بر باور این زورق از غم تو رهایم کن



نوع مطلب : یه تیکه از درد دلم 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
feet complaints
یکشنبه 26 شهریور 1396 11:35 ب.ظ
You ought to take part in a contest for one of the best websites on the
internet. I am going to highly recommend this website!
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:11 ب.ظ
Hello would you mind stating which blog platform you're working with?

I'm looking to start my own blog soon but I'm having a difficult time making a decision between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your layout seems different then most blogs and I'm looking for something completely unique.
P.S Sorry for being off-topic but I had to ask!
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:28 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here by a different web page and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you.

Look forward to finding out about your web page for a second time.
آهو
دوشنبه 4 اردیبهشت 1385 06:04 ق.ظ
سلام
زیبا بود مثل غزلهای قبلیتون
امیدوارم موفق باشی
طلا بانو
دوشنبه 28 فروردین 1385 04:04 ق.ظ
با سلام : پاكی نگاهت را می ستایم و می دانم می آیی با سبدی پر از شكوفه های یاس سفید تا خورشید از نگاه پر نورت خجلت زده شود و ماه از سفیدی بی منتهایت ، سیاه . می آیی تا عرق شرم بر گونه های ستاره هایی كه هر شب برای خودنمایی در آسمان می درخشند ، بریزی . مهربانترین من آپ كردم و نیز منتظرم و این انتظار شیرین را به واسطه امید دیدار شما شیرین تر میگذارم ...... پیشكش قدم مهربانت . طلا بانو
امید
پنجشنبه 24 فروردین 1385 01:04 ق.ظ
ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم

ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم

ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابری می شد باریدن می گرفت

ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم

ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم

و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم...

آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم
رضا
یکشنبه 20 فروردین 1385 09:04 ق.ظ
سلام
بازم مثل همیشه زیبا بود
موفق باشی
ستایش
شنبه 19 فروردین 1385 04:04 ق.ظ
سلام مرسی كه سر زدین و لینك گذاشتین وبلاگ شما هم قشنگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر