تبلیغات
صدای خسته من

نویسنده :........................
تاریخ:چهارشنبه 14 دی 1384-07:31 ب.ظ

بهار گر چه دل انگیز است اما من عاشق پاییزم

آسای محبت

تك واژه شعر ناتمام

عشقم

روزی كه بی یاد تو بشنینم

آن روز مباد



نوع مطلب : یه تیکه از درد دلم 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
معراج
دوشنبه 17 بهمن 1384 01:32 ق.ظ
سلام.قلم زیبایی دارید..به ما هم سر بزن..در پناه حق موفق باشی
صدای سکوت
دوشنبه 17 بهمن 1384 01:32 ق.ظ
سلام.زیبا بود.فرصتی بود به منم سر بزنید.موفق باشید
باتو
یکشنبه 16 بهمن 1384 12:32 ق.ظ

سلام هانی عزیز خسته نباشی
به کم استعدادها دیگه سر تمی زنی عزیز.
شعرات که همش محشره .
موفق باشی



fateme
شنبه 15 بهمن 1384 11:32 ب.ظ

سلام .جناب هانی کجایی آقا ؟ خیلی وقته به من سر نزدی.زیبا بود.فقط یه موضوع ٬اونم اینکه بک گرند تیره چشمای آدمو اذیت می کنه.یه فکری بکن...ممنون



رضا
شنبه 15 بهمن 1384 11:32 ب.ظ

من که بهار رو خیلی دوست دارم



رضا
یکشنبه 18 دی 1384 01:31 ق.ظ
زیبا بود
رمو
شنبه 17 دی 1384 06:31 ب.ظ
سلام مهربان.بر لبان هق هق ، آخرین کلمه نازل شد.
چشمم براهت......
باز هم بغض میشوی؟
من دیگه غزل نمیگم واسه تو.اشکام هدر نمیدم واسه تو.
من دیگه میخوام فراموشت کنم.تو بمون با اون غرور لعنتی.
قبل رفتنم ولی بزار بگم، خیلی سنگی خیلی بی محبتی.
((د.شهریاری))
آسا
پنجشنبه 15 دی 1384 09:31 ب.ظ
سلاااااااااااااااااااام چطوری؟ بابا مرسی زیاد دیگه چه خبرا؟ حیف که شعرگفتن بلد نیستم اگه بلد بودم حسابی باهات یه کل می نداختم خوب گفتم که فارسی تایپ کردن یه کم که نه زیادی سخته برات ایمیل میزنم فعلا اگه کاری نداری من برم میشه؟؟؟ فعلا
باتو
پنجشنبه 15 دی 1384 02:31 ب.ظ
سلام هانی عزیز انشاالله که خوبی
بعضی وقتها مطالبی که می نویسی من خودم را در ان حد نمی دونم که در مورد ان نظر بدم اما اینو می دونم که عالیست .عالی
به هم یه سر بزن بکلی دیگه فراموشم نکن.
یا حق
رمو
پنجشنبه 15 دی 1384 04:31 ب.ظ
راستی خیلی آقایی یا میدونستی.
با مرام نابی.
من شرمنده کردی.
دارم از اونجا اساس کشی میکنم.به یه خونه نو.البته یه چند وقتی خونه بدوشم.
بازم میگم کارت درست رفیق.
دوست دارم عمری به یادت بشینم اما در اشکهایت.
رمو
پنجشنبه 15 دی 1384 04:31 ب.ظ
سلام مهربان.
امیدوارم پیوسته جاری باشی بر ساحت ملوس تبسم.
و گوی جادویی ات تفرج گاه احساس را پیش غزلواره نگاهت به نگاره آویخته باشد.
این روزها آنقدر در چنگ حادثه اسیرم که مجال پریدنم نیست.
ََُِّّاین هم گذریست به وسعت ثانیه ها.
امید تکرارش کم است.
اما تصمیم دارم این روزها بغض نامه ای نو بنوسم.
خوشحال میشو باز هم بغض شوی.
هیچ گلی چون من دراین گلزار بی طا قت نبود.
خواب دیدم چو نسیم صبح را، پرپر شدم.
((سهراب.س))
همیشه دلتنگ عطر واژه هایت.(رمو).
edris
چهارشنبه 14 دی 1384 11:31 ب.ظ
بابا عاشق...............
نه انگاری از دست رفتی.........
شوخی کردم امیدوارم خورشید زندگی ات همواره درخشان باشد و پرنور
به امید روز وصال
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر