شعر سرنوشت

نویسنده :........................
تاریخ:چهارشنبه 6 خرداد 1388-02:21 ب.ظ

می نویسم از دلم از دردهای کهنه ام

غوطه ور چون خسی در گردباد سرنوشت

زندگی می کشد مرا تا ناکجای غم

من خسته ام ولی خوش بحال سرنوشت

نه پای رفتنم بود

نه جای ماندنم ولی

می برد مرا کاروان سرنوشت

در گیر و دارزندگی

شعر من رقم نخورد  لابلای دفترت

من مانده ام چرا هنوز دم میزنی ز سرنوشت

بار هاگفته ای صد بار شنیده ام

ننویس گناه خود بر پای سرنوشت

رفته ای ولی دل می خواهدت هنوز

ای بهترین غزل ای شعر سرنوشت...

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic